بیکاریهای این روزها را با کتابی میگذراندم که شهریار توکلی، در روزهای شلوغی هفتههای پیش به من هدیه داده بود: تو مشغول مردنات بودی؛ کتاب تازه انتشارات حرفه:هنرمند که حاصل همنشینی شعرهاییست از چند شاعر محبوب قرن بیستم با انتخاب و ترجمه محمدرضا فرزاد و عکسهایی که شهریار توکلی در کنارشان قرار داده است.
از شهریار ممنونم؛ کتاب کتابی دوستداشتنیست. بیشتر عکسها را دوست دارم و همینطور بسیاری از اشعار و ترجمهشان را. اما راستش من یکی هنوز به رابطه بنیادین عکس و شعر مشکوکم. میدانم غیرممکن نیست؛ اما خب، شاید خیلی هم منصفانه نباشد. مثلا نمونه بارزش اینکه شعر ترشی راجر مگاف به صرف اینکه راوی شعر در صف کبابی میایستاده در کنار عکسی از رالف گیبسون قرار بگیرد از یک نمکدان و یک لیوان بر سر میز. مشکل از نمکدان گیبسون نیست؛ این دو اثر، حامل دو روح و دو داستان متفاوتند. عکسهای "تو مشغول مردنات بودی" با دقت انتخاب شدهاند آنقدر که الزاما حاوی رابطهای با کلمات همراهکنندهشان باشند و این چیزیست که نتیجهاش، گاهی میتواند محدودیتی ناخواسته برای تخیل خواننده باشد.
