سیندی شرمن عملا سالهاست که دنیای هنر را با سلف پرتره هایش دست انداخته است .
از بزرگترین خصوصیات عکس های او امکان تاویل های گسترده از آن هاست . می توانیم عکس هایش را حاصل یک مسخره بازی ساده یک دختر بچه شیطان یا انتقادی بر ساختار نظام اینترتیمنت آمریکا فرض کنیم . یا مثل خیلی های دیگر خیلی فمینیستی بخوانیمشان یا شرمن را خود شیفته صدا زنیم زیرا که خود را همیشه سوژه عکس هایش قرار داده .
می توانیم آن ها را شخصی و زندگی نامه ای بررسی کنیم و یا به یک دوره ، به یک جریان و یا یک جامعه ی آماری ارتباط شان دهیم .
شرمن بارها صادقانه اعتراف کرده که خودش هم نمی داند که واقعا از یک عکس چه می خواهد و به خیلی از کتاب ها و مقالات و تئوری هایی که درباره آثارش نوشته شده می خندد !
من بخشی از عکس هایش را دوست دارم ( خصوصا مجموعه عکس های بدون عنوان فیلم ) و فکر می کنم که چه بخواهیم و چه نخواهیم بخشی از اهمیت امروز رسانه عکاسی نتیجه شهرت آثار اوست .
همه این ها را به این دلیل نوشتم که امروز بیست و نهم دی روز تولد سیندی شرمن است . و البته در چنین روزی وقتی شرمن احتمالا داشت شمع های کیک بی ریخت تولدش را فوت می کرد من در تهران متولد شدم .





