تبليغاتX
عکس‌بازی

عکس‌بازی

این یک نمونه از انبوه عکس‌های بامزه‌ایست که از گروه افسانه‌ای بیتل‌ها گرفته شده،‌ اما این‌یکی جدا خاطره انگیز و واقعی از آب درآمده.

داستان از این قرار است که وقتی که بیتل‌ها پس از شهرت عالم‌گیرشان برای اولین بار در سال 1964 به آمریکا رفتند، جان لوئنگارد به میامی فرستاده شد تا از آنها برای مجله لایف عکس بگیرد.  ایده لئونگارد عکاسی از بیتل‌ها به شکل سرهای شناور بر روی آب بود اما او و برایان اپ اشتاین مدیر برنامه‌های گروه هر چه گشتند موفق نشدند که استخر آب گرمی در سرمای استخوان‌سوز آن‌روزهای فلوریدا پیدا کنند. بچه‌های گروه زیر بار رفتن در استخر آب یخ نمی‌رفتند اما اپ‌اشتاین مدام غر می‌زده که لایف مهم است.. لایف خیلی مهم است! لوئنگارد بعدها گفت که وقتی بیتل‌ها از استخر خارج شدند بدنشان از شدت سرما کبود شده بود.

 

برای این عکس بیش از همه باید از اپ‌اشتاین ممنون باشیم؛ حالا با گذشت اینهمه سال می‌بینم که چقدر اصرارش در اهمیت لایف به جا بوده، اما از یاد نبریم که این مفهوم و این اهمیت در حضور عکاسانی چون جان لوئنگارد معنی پیدا می‌کند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 0:20  توسط محمدرضا  

فردا آخرین روز نمایشگاه من در گالری فوتولوفت مسکو است. مانیا منصور از رادیو فردا گفتگویی با من در همین باب انجام داده که آن را می‌توانید در قسمت پایانی این فایل صوتی بشنوید.

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 22:21  توسط محمدرضا  

عکاسان شب قدری مرا به یاد اوژن اتژه بزرگ می‌اندازند. اتژه به سبب بی میلی‌اش نسبت به معانی عالی، توجه به جزییات ساده و بی اهمیت و رویارویی تصادفی با موضوعات پیش روی دوربینش به یکی از عکاسان الهام بخش همیشه تبدیل شده است.

امروز آثار یک عکاس شب، یعنی لوی ودل را پیشنهاد می‌کنم. آثار عکاسانی از جنس ودل جدا از زیبایی متواضعانه‌شان، در تلاش برای ادامه سنت و ایجاد دیالوگ با داستان عکاسی‌است که اهمیت پیدا می‌کنند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 21:51  توسط محمدرضا  

 

عکاسی ایران دلتنگش خواهد شد.. از خیلی لحاظ ها.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 0:44  توسط محمدرضا  

نائویا هاتاکه‌یاما سال‌ها پیش هنگامی که به دعوت موسسه‌ای به میلتون کینز انگلستان رفت در مدت اقامت کوتاهش در آنجا، در پرسه‌های با وقت و بی وقتش از شیشه باران‌خورده اتومبیل خود عکس‌هایی تصویرگرایانه ‌گرفت. کلیت حاصل کار هاتاکه‌یاما شباهت زیادی به اثر مشابهی دارد از عباس کیارستمی؛ البته با این تفاوت که هاتاکه‌یاما چند سالی زودتر از کیارستمی به سراغ این ایده رفته و حدس می‌زنم که وقت بیشتری صرف عکس‌هایش کرده است، چرا که نتیجه‌کارش دیدنی‌تر از عکس‌های فیلم‌ساز هم‌سرزمین ماست. و اما از باران‌های انگلیسی هم نگذریم با آن دانه‌های درشت و تپل!

 این عکس‌ها را در اینجا و اینجا ببینید.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 14:8  توسط محمدرضا  

عکس‌های هانا استارکی می‌توانند تلاشی برای روایت پردازی در عکاسی تلقی شوند. استارکی درست مثل یک کارگردان، با استفاده از بازیگر و صحنه پردازی‌های پر جزییات موفق می‌شود که از صحنه‌های ساده روزمره داستان‌هایی کوتاه و عکاسانه بسازد؛ داستانهایی که البته، شخصیت‌هایشان می‌توانند به تعداد بینندگان این عکس‌ها متفاوت و ناهمسان باشند.

عکس‌هایی از او را در اینجا و اینجا ببینید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 13:18  توسط محمدرضا  

امروز دو سال از اولین پست من در اینجا می‌گذرد. امیدوارم دیدار با عکس‌بازی برای مخاطبانش همانقدری خوشایند بوده باشد که نوشتنش برای من.

 

اما عکس امروز اثر تازه‌ایست از عکاس ارزشمند کوبایی؛ آبلاردو مورل.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 23:50  توسط محمدرضا